- The Union Of People's Fedaian Of Iran - http://www.etehadefedaian.org -

آی عشق؛ آی عشق رنگ آشنایی‌ات پیدا نیست/ یادی از فدایی خلق رفیق هوشنگ پورکریمی

Posted By admin On اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۱۲ ب.ظ In مواضع سازمان,یادها | No Comments

[1]از نیک‌ترین فرزند آفتاب وباد؛ گمشده‌ای از تندر خروشان رهایی خلق درستیزبا رژیم ستم شاهی برای شما روایت می‌کنم. فدایی خلق (مفقود الاثر) رفیق هوشنگ پورکریمی.
درکجا وکدامین نقطه از این میهن؛ پیکر به خون خفته‌ات را دژخیمان به خاک سپرده‌اند.؟ با هر نسیم باد بوی پیراهنت به مشام می‌رسد. فاصله تجربه بیهوده‌ای است وکوچه هنوز حضور مانوس دست تو را می‌جوید وجهان از هر سلامی خالی است.

هوشنگ چهارمین فرزند یک خانواده کشاورزخرده مالک بود که کودکی ونوجوانی‌اش را در شهر چالوس سپری کرد. از‌‌ همان دوران کودکی؛ فقر ومحرومیت بسیاری از دوستانش که ساکنین محله آسایشگاه چالوس بودند او را متاثرکرده بود. واقعیتهایی که او از فقر؛ نیاز؛ فاصله‌های طبقاتی و بی‌ثمر بودن زندگی زحمتکشان می‌دید؛ خمیرمایه‌ای بود که در فردای نوجوانی وجوانی او را به اندیشه‌های انقلابی سوق دهد. در همدردی وهمدلی با فقر چشیدگان ومحرومین متفاوت با هم سن وسالهای خود بود وهر دوست محرومش چنانچه آرزو می‌کرد‌ای کاش لباسی مانند او داشته باشد بی‌درنگ تقدیم دوست می‌کرد گرچه با تنبیه پدر مواجه می‌شد.

در فراگیری درس از ضریب هوشی بالایی برخوردار بود وهمواره مورد تحسین آموزگارانش قرار داشت. از دوستانش خاطرات فراوانی در مورد سالهای تحصیلی و فعالیتهای ورزشی نقل می‌گردد. اما جالب‌ترین خاطره از زبان سید حسن است که امروزه بازنشسته گمرک بندر نوشهرمی باشد او می‌گوید: *پدرم فوت کرده بود وخانه ما نان آور نداشت. چند سال پشت کلاس ششم ابتدایی مانده بودم تا گواهینامه قبولی بگیرم؛ با گرفتن این گواهی ممکن می‌گشت که در بندرگمرک نوشهر شاغل شوم. روزی هوشنگ در خانه ما بود که مادرم درحین نمازخواندن دعا می‌کرد که من گواهی نامه قبولی بگیرم وشاغل شوم!. هوشنگ روبه من کرد وگفت سیدحسن به من بسپار زمان امتحان نهائی روی برگه‌هایت نام مرا بنویس ومن هم نام ترا می‌نویسم. اول مخالفت کردم ولی دیدم که کارمن نیست که این گواهی نامه لعنتی را بگیرم وپذیرفتم. در بهت وحیرت معلمان؛ خانواده ودوستان من قبولی خرداد بودم وهوشنگ همه درس‌ها را تجدید آورده بود. وباز هم در شهریور ماه تنها دانش آموزی تجدیدی بود که همه دروس را با نمرات بالا پشت سرگذرانیده بود. *

فوتبال خوب بازی می‌کرد وچپ پای قوی بود هنوز همشهریانش که متعلق به نسل گذشته هستند شوتهای سنگین اورا به سمت دروازه حریف بیاد دارند. ساعت‌ها به صفحه ومهره‌های شطرنج خیره می‌شد وبازیهای فیشر واسپاسکی را دنبال می‌کرد. از کلاس دهم متوسطه در رشته ریاضی در دبیرستان خوارزمی تهران ادامه تحصیل داد وسال ۱۳۴۹ جزو قبولی دانشگاه پلی تکنیک در رشته راه وساختمان بود. ازسال ۱۳۵۰ هوشنگ دگرگون شده بود دیگر تنها کتابهایی قبیل بینوایان ویکتورهوگو؛ جنایات ومکافات داستایفسکی وقردادهای اجتماعی روسو نمی‌خواند بلکه به‌شناختی از راز جامعه؛ دولت ونابرابری رسیده بود که پاسخ سئوالات را در کتابهای زیراکسی مارکس ولنین جستجو می‌کرد. هوشنگ ازجمله اندک جوانانی بود که درآن سالهای سیاه خفقان آورستم شاهی به آرزوهای بزرگ که‌‌ همان سعادت انسان‌ها باشد فکر می‌کرد ونقش اراده خود را در تغییروضعیت موجود یک وظیفه ومسئولیت تلقی می‌کرد. هوشنگ دیگر به مهندسی راه وساختمان نمی‌اندیشید بلکه فرا‌تر از آن به مهندسی ومعماری یک ساختارجدید از نظم اجتماعی می‌اندیشید. تحول فکری هوشنگ آغاز تحول در خانه؛ کوچه؛ واهالی دوستدار او در شهرمان بود. با بودن او زندگی آهنگ دیگری می‌نواخت. آهنگ شوروشوق وجسارت وامید به فردای بهتر.

دفعات متعددی رفقای هم دانشگاهیش به چالوس آمدند. شباهتهای زیادی به هم داشتند. متین؛ صمیمی وخوشرو با چشم‌های امیدوار ودورنگر. زنده یاد حمید اکرامی و مرتضی شریف از دوستان نزدیک هوشنگ بودند.

سال سوم دانشگاه بود که در اردیبهشت سال ۱۳۵۲ در رابطه با فعالیتهای آزادیخواهانه ودانشجویی دستگیر وبه مدت یکسال محکوم به زندان شد. سال ۵۳ از زندان آزاد شد اما حاضر به پذیرش تعهد ساواک مبنی برعدم فعالیتهای سیاسی نگردید وبه همین خاطر از ادامه تحصیل او در دانشگاه پلی تکنیک جلوگیری به عمل آمد. ناگزیربه خدمت سربازی اجباری فراحوانده شد. دوران آموزشی را در اصفهان وسپس به تهران منتقل شد. بعد از مدتی اقامت کوتاه در تهران به علت‌هایی که چندان مشخص نیست به پادگان مزدوران مشهد تبعید گردید.

سال ۱۳۵۴ برای آخرین دیدار و وداع با اعضای خانواده بدون آنکه کسی راز اورا بداند به مرخصی می‌آید ودریکی از روزهای بهاری برای آخرین بار از شهرمان سفر می‌کند.

به برخی که با افکارش آشنایی داشتند درزمان وداع گفته بود: باید از این مرداب گذشت وگرنه در آن فرو خواهیم رفت.! گویی باورداشت که برای دستییا بی‌به یک رود زلال باید از مرداب گذشت. آرمانگرایی محصول آن دوران عشق سنگینی را طلب می‌کرد که تنها تهور؛ جسارت وگذشت از جان مختص انسانهای شریفی بود که خود را فدایی خلق می‌دانستند. هوشنگ به فدائیان خلق پیوسته بود ودر برابر قهر وجباریت رژیم ستم شاهی راهی جز مبارزه قهرآمیزنمی دید. هوشنگ بعد از آخرین دیدار فراموش نشدنی دیگر به پادگان مزدوران مشهد بازنگشته بود بلکه فعالیتهای مخفی را آغاز کرده بود. ساواک به همه مراکز پلیس وشهربانی اطلاعیه صادر کرده بود ودر صدد شناسایی ودستگیری او بود. سال ۱۳۵۵ سنگین‌ترین ضربات وصدمات ازساواک ودستگاه سرکوب خشن شاه به فدائیان خلق زده شد. قهرمانان وفدائیان بسیاری در این سال کشتاریا محکوم به حبس‌های طولانی می‌شوند اما از احضارهای پدر به ساواک وپرس وجو در مورد هوشنگ به نظر می‌رسد هنوز زنده است و مخفی. درسال ۱۳۵۶ به نظرمی رسد دیگر تعقیب هوشنگ به پایان رسیده ساواک مرموزانه در رفتارش با پدرمان اینگونه نشان می‌دهد. اما این ابهام همچنان بعد از گذشت سی وچند سال پابرجاست! به سر هوشنگ چه آمد؟

تهرانی شکنجه گر ساواک دربخشی از اعترافاتش گفته بود که از سال ۵۶ روش ساواک به خاطرفشارحقوق بشر وفضای به اصطلاح باز سیاسی تغییرکرده بود وچنانچه از اعضای کادرهای مخفی کسی دستگیر می‌شد به زیر شکنجه یا با اسلحه وسیانور سربه نیست می‌گردید. اما آن‌ها یی که از مبارزات زمان شاه زنده مانده‌اند در راز بی‌اطلاعی از هوشنگ چنین می‌گویند:

بعد از ضربات سال ۵۵ هسته‌هایی به صورت پراکنده با احتیاط شدید مخفی کاری واسامی مستعارفعالیت می‌کرده‌اند که احتمالا هوشنگ درسال ۵۶ توسط ساواک شناسایی وصید می‌شود واز آنجا که هوشنگ سرسختانه وقهرمانانه در زیر شکنجه مقاومت می‌کند وچون هیچ هم پروند‌های نداشته مطابق اعتراف تهرانی شکنجه گر سربه نیست می‌گردد. احتمالی که به واقعیت نزدیک است. با خصوصیات واراده آهنین هوشنگ قرابت داشت که چون شمع بسوزد ودم برنیاورد او همچون وارطان سخن نگفت. سرافراز دندان خشم برجگرخسته بست ورفت.

چه زیبا گفته است شاعر بزرگ سیاووش کسرایی
تاهست در زمانه یکی جان دوستدار
کی مرگ تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار

[2]


Article printed from The Union Of People's Fedaian Of Iran: http://www.etehadefedaian.org

URL to article: http://www.etehadefedaian.org/%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%a2%db%8c-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%86%da%af-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa

URLs in this post:

[1] Image: http://www.etehadefedaian.org/wp-content/uploads/2013/03/viewer11.jpg

[2] Image: http://www.etehadefedaian.org/wp-content/uploads/2013/03/houshang.jpg

Copyright © 2011 Etehade Fedaian. All rights reserved.