نوشته شده در بین المللی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

آدونیس در تبعید /مذهبی که در آن نمی توان رفُرم کرد / ترجمه :مرضیه دانش

 

مطلب زیر مصاحبه ایست که توسط خانم مارتینا مایستر با آقای”آدونیس” در پاریس انجام گرفته است

ترجمه. مرضیه دانش از نشریه «بوند۲۳/۰۲/۲۰۱۶» چاپ برن

علی احمد سعید عصبر ملقب به “آدونیس” در نزدیکی شهر لاذقیه در سوریه، در سال ۱۹۳۰ در خانواده ای علوی تبار متولد گردید. او در حال حاضر در تبعید و در پاریس زندگی می کند. اشعارش در کُل منطقه عربی شناخته شده و مورد پسند است. وی بارها کاندید جایزه نوبل گردیده است، در عین حال کارهای وی، و برخورد های انتقاد آمیزش از بهار عربی و موضعش نسبت به بشار اسد مورد انتقاد برخی در کشور های عربی و اروپائی واقع گردیده است.

از زمانی که وی از جانب”اریش- ماریا رمارکو” کاندید جایزه نوبل گردید، موجی از اعتراضات بر علیه او در نشریات آلمان به راه افتاد. نوید کرمانی(اسلام شناس) به خاطر دادن جایزه به نامبرده به مخالفت پرداخت و اگرچه از وی خواسته شد که در زمان اهدا جایزه از وی تقدیر نماید، او حاضر به این کار نشد. مترجم آلمانی زبان آدونیس “استفان وایدنر” نسبت به تصمیم نوید کرمانی انتقاد کرد. اما با وجود این انتقادات، هیئت داوران بر تصمیم خود پای فشرد، این جایزه با یک هفته تاخیر در روز جمعه ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ به وی اهداء گردید.

س:از زمانیکه شما توسط “رمارکو” کاندید جایزه نوبل گردیده اید، به سختی مورد انتقاد قرار گرفته اید. شما خود نسبت به دریافت این جایزه چه فکر می کنید، آیا این جایزه را حق خود می دانید؟

آدونیس: من شخصآ چیزی را برنده نشده ام، این جایزه متعلق به اشعار من است. من در این جا قصد دفاع از خود را ندارم. اما نوع انتقاداتی که بر من شده، بیان کننده روحیه انتقادی من است.

س: چیزی که باعث برانگیخته شدن این گونه انتقادات نسبت به شما شد، نامه ای بود که شما در سال ۲۰۱۱ خطاب به بشار اسد نوشته و او را رئیس جمهور منتخب مردم خطاب کرده بودید. اگر شما امروز این نامه را می نوشتید او را چگونه خطاب می کردید؟

آدونیس: دقیقآ به همان شکل . ولی از او می خواستم که از مقام ریاست جمهوری کناره گیری کند. ولی دومین نامه را خطاب به اپوزیسیون نوشتم و خواهان ابراز نظر آنان در این مورد شدم. از آنجا که آنها وابسته بودند، حتی حاضر به خواندن نامه من نشدند.

س:آنها به چه کسانی وابسته هستند؟

آدونیس: به آمریکائی ها، سعودی ها، قطر و در مواردی به سیاست های اروپائی

س: شما می گوئید که جامعه عربی بیمار است؟ بیماری او چیست؟

آدونیس: جامعه اسلامی بر اساس یک سیستم توتالیتر بنا شده است. مذهب همه چیز را دیکته می کند، مثل راه رفتن، چگونه استفاده کردن از توالت و حتی چگونه دوست داشتن را

س: از نظر شما، آیا یک اسلام مدرن قابل تصور است؟

آدونیس: انسان قادر به رفرم در مذهب نیست. اگر مذهب را رفرم کنیم یعنی انسان از مذهب جدا می شود. بنابر این رفرم در مذهب غیر ممکن بوده و لی مسلمان مدرن قابل تصور است. تا زمانیکه مذهب و حکومت در هم ادغامند، برقراری دمکراسی و تساوی بین زن و مرد غیر ممکن است. در این صورت باید گفت که عدم جدائی دین از حکومت ، یک سیستم تئوکراسی است. چیزی که با کمک غرب در آسیای میانه پایه گذاری و بنا گردیده.

س: شما قبلآ اخطار داده بودید که بعد از سقوط بشار اسد، وضعیت در سوریه اسفناکتر می شود. آیا فکر می کنید که شرایط فعلی سوریه پیش بینی شما را در این مورد به اثبات رسانده است؟

آدونیس: اسد تنها جزئی از کل است. من علاقمند به کل سرنوشت دنیای عرب هستم. چرا غرب عمدتآ صحبتی  راجع به عربستان سعودی نمی کند؟ این است دمکراسی غرب؟

س: “سزار” عکاس معروف سوریه ای عکس هائی را در رابطه با شکنجه کردن افراد توسط حکومت بشر منتشر کرده است، با توجه به این اسناد منتشر شده راجع به این سیستم قرون وسطائی چه می گوئید؟

آدونیس: این گونه اسناد مرا بیاد  زندان “گوانتانامو” ی آمریکا می اندازد. کشوری که سمبل تمدن، پیشرفت و تکنولوژی است.

س: واقعآ شکنجه شده های اسد را با گوانتامو مقایسه می کنید؟

آدونیس: من مخالف اسد و گوانتانامو هستم. برای مبارزه با هر دو سیستم باید این گونه رفتار های آنها را فراموش نکنیم. اسد از پنجاه سال پیش کارش شکنجه بوده و این چیزی است که اصلآ پوشیده نبوده، علیرغم آن غرب همواره با سوریه رابطه داشته است. حالا چرا پس از گذشت پنجاه سال به سابقه و پرونده اسد پرداخته می شود؟ در سوریه همه چیز تقلب و اختلاس است. تا کنون هیچ کسی در سوریه به عنوان رئیس جمهور از طریق یک انتخابات آزاد و مردمی بر سر کار نیامده است. برای من رژیم اسد و مخالفینش از یک قُماشند.

س: رژیم اسد مردم شما را تحت فشار و شکنجه می گذارد.  واقعآ دستگاه دولتی اسد به یک ماشین شکنجه می ماند و شما اسد و مخالفینش را از یک قُماش می خوانید؟

آدونیس: همانگونه که می دانید من همیشه مخالف اسد بوده و هستم. زمانی که من به حکومت اسد انتقاد کردم، همین مخالفین امروزینش در دم و دستگاه اسد مشغول کار و خدمت به او بودند. اسد سوریه را به یک زندان بزرگ بدل ساخته است. اما مخالفین او، انقلابیون امروزین، با کشتار، گردن زدن افراد و فروش زنان در قفس های آهنین با آنها همچون کالا رفتار کرده و حقوق و حیثیت بشری را لگد مال می کنند.

س: شما، دنیای عرب را به محاکمه و چالش می کشانید؟

آدونیس: من به فرهنگ و سیاست عربی از سال ۱۹۷۵ تا به امروز انتقاد می کنم و تنها می توانم بگویم که عمر عرب ها به پایان رسیده است و دنیای عرب دیگر نیروئی خالق و سازنده نیست. اسلام دیگر ربطی به دنیا و زندگی روشنفکران ندارد و دارای نظرات و ایده های نوین و متناسب با امروز نمی باشد. در دنیای اسلام رابطه ای بین هنر و علم وجود ندارد. اسلام دارای چشم انداز و توان لازم برای تغییر و تحول جامعه امروزی را ندارد. عربها به عنوان ملتی در روی این کره خاکی زندگی می کنند، اما نمی توانند از نظر کیفی تغییری در جامعه ایجاد کرده و تاثیر گذار در جامعه امروزین بشر باشند.

س: تفسیری درناک از زبان کسی که معروفترین شاعر دنیای عرب زبان است.

آدونیس: همیشه یک تحول و یک مقدمه برای شروع لازم است. من قبلآ فکر می کردم که بهار عربی، این مقدمه را فراهم می آورد. اما واقعیت بگونه ای دیگر پیش رفت و من از نتایج آن سرخورده شدم. بهار عربی منجر به فشار و خفقان گردید، جامعه تغیر نکرد، بلکه تنها سران حکومتی تغییر یافتند.

س: این حرکتی بود که به خاطر استقرار آزادی صورت گرفت.

آدونیس: از کدام آزادی ما صحبت می کنیم. از تساوی حقوق بین زنان و مردان که به دست آمده است؟ از اینکه از شریعت رها گشته و حقوق انسان ها را پاسداری کرده و به همین دلیل این همه در جامعه تغییر ایجاد کرده اند؟ آنها می بایستی جامعه را به طور اساسی در زمینه مذهبی و فرهنگی تغییر می دادند. انقلابیون می بایستی به طور عمیق و اساسی، در جامعه تغییر و تحول ایجاد می کردند، چرا که انقلابیون می بایستی هوشیارانه تر و با دیدی فرا تر از رژیم عمل می کردند. می بینیم که اینطور نشد. اول با عراق، لیبی و حال هم سوریه، همانطور که می بینید یمنی های بیچاره هم در نوبتند. تمامی این جنگ ها در منطقه فقط باعث تقویت و سر سختر شدن اسلام گردید.

س: نقش غرب در این رابطه چیست؟

آدونیس: تمامی اتفاقاتی که در آسیای میانه رخ داده است، توسط غرب طرحریزی و انجام گرفته است. غربی ها تنها چیزی که برایشان اهمیت نداشت، استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر در این مناطق بود.

س: برای شما اسلام مشکل اساسی و مانع عمده برای رسیدن به دمکراسی است. مسلمانان نظرات شما را توهین تلقی می کنند.

آدونیس: من خوشحالم که این افراد مرا دشمن خود تلقی می کنند. من به طور جدی دشمن فرهنگی هستم که در آن مذهب، مثل یک سیستم اداری همه چیز را در جامعه تحت کنترل و فشار قرار می دهد.

س: آیا تا کنون به مرگ تهدید شده اید؟

آدونیس: طبیعتآ، ولی برای من اصلآ مهم نیست. انسان در راه مبارزه و دستیابی به اعتقاداتش باید زندگیش را ریسک کند.

 س: شما در فرانسه زندگی می کنید و به زنان عربی شعر می گوئید، خودتان را متعلق به کجا می دانید؟

آدونیس: زبان من وطن من است.اشعار ما را به طبیعت پیوند می دهد. یک گل که اسلحه نیست، اما بوی آن حکم اسلحه را دارد. اشعار مثل عشق هستند که به ما امکان می دهند که دنیا را طور دیگری ببینیم. بدبختانه و یا خوشبختانه انسان فقط می تواند یک مادر داشته باشند. اما انسان می تواند پدران زیادی داشته باشد. اشعار به زبان مادری سرائیده می شوند و این به مثابه پوست، خون و شاهرگ آدمی است. من همچنان به زبان عربی شعر خواهم گفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>