نوشته شده در درباره چپ توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

آخرین سمینار «وحدت بزرگ چپ»، نمایش یک موفقیت!/ مصطفی مدنی

سمینار نهائی طرفداران وحدت بزرگ چپ روز هفتم و هشتم مارس مصادف با روز جهانی زن در کلن آلمان برگزار گشت. از منظر یک پیشرفت بزرگ در انسجام چپ، این یک سمینار موفقیت آمیز بود و دستاورد بزرگی روی میز گذاشت:

نتیجه بحث های سمینار، در دو پیشنهاد مشخص، به دست اندرکاران تنظیم اسناد کنگره وحدت ارائه گشت. اول و بهتر، تنظیم یک منشور واحد و تفاهم آمیز بصورت چتری برای دو گرایش متفاوت در تاسیس یک حزب واحد چپ. دوم و کمتر بهتر، تفاهم در ارائه دو منشور متفاوت، برای برپائی دو حزب چپ مستقل از یکدیگر.

در ظاهر ، نتیجه دوم شاید وحدت تلقی نشود، ولی در عمق اگر، گذشته های این چپ را مورد سنجش قرار دهیم، اگر بازی وحدت و شاخص انشعاب ها را مرور کنیم، آنگاه فرازهای سمینار کلن و نتایج تلاش های مان را بهتر خواهیم شناخت. در کارنامه چپ ایران نمونه های فراوانی هست که در پس هر انشعاب یا با به نتیجه نرسیدن هر تلاش برای وحدت، فوران دشمنی ها را دیده ایم. و بقای این طریقت که دو طرف با شتاب غیر قابل فهمی از یکدیگر فاصله گرفته اند!

سمینار کلن محصول یک کار طولانی مشترک را در اراده عمومی بر ضرورت یک کنگره و یک منشور به نمایش گذاشت. به جای دامن زدن به دست بندی های صوری، به جای افتادن در دام دشمنی و به جای تلاش در چیرگی یکی بر دیگری؛ گروه های کار فکری مشترک، دوستی و احترام به استقلال هویت، پا گرفت. این بزرگ ترین دست آورد پنج سال تلاش دوستانی بود که با جدیت و عزمی راسخ این دوران را پی گرفته اند.

امروز اگر دو گرایش برای ارائه یک منشورواحد به تفاهم برسند و یک حزب بوجود بیآید، یا یک گرایش، استقلال فکری خویش را در ظرف تشکیلاتی مستقلی بجوید و به پیدایش دو حزب بیانجامد، در هر دو حالت، صورت مسئله تغییر نخواهد کرد. شاید در نمونه اول و وجود یک حزب، روند شکل گیری «وحدت بزرگ چپ» سریع تر رو به پیش خواهد گذاشت و تجارب جدیدی را در پرتو زندگی آینده چپ با تعامل نسبت به سیاستهای متفاوت، رقم خواهد زد. در نمونه دوم یعنی پافشاری بر ایجاد دو حزب، وقتی اراده بر پیشبرد «وحدت بزرگ چپ» باشد و ایندو اگر در این اراده جدیت داشته باشند، نمی توانند در آینده فعالیت های خویش در یک حزب واحد به تفاهم نرسند. شاید زمان لازم باشد تا اعتمادهای لازم برای تضمین استقلال سیاسی و ملزومات زندگی مشترک فراهم شود. ولی زمان هرگز نمی تواند این حقیقت را منسوخ نماید که هر حزب حتی اگر محصول یک وحدت نظر کامل سیاسی باشد، ضرورتا گرایش مخالف را در درون خویش تولید و بازتولید خواهد کرد. در غیر اینصورت از محدوده احزاب تک صدائی و سانترالیست اردوگاهی فراتر نخواهد رفت. زندگی حزبی در عرصه گیتی و تمامی دوران مختلف تاریخی ثابت کرده اند وحدت نظر سیاسی، قاعده نیست. پایداری در اختلاف است.

وقوف در شناخت چنین قاعده و ضرورتی، این اختیار را ایجاب می کند که با دور زدن مخالف و ایجاد حزب در کنار حزب هرآینه چشم انداز و آماج مشترک باشد، نمی توان از «دردسر» مخالف نجات پیدا کرد. فقط جدائی و بازهم جدائی نمی تواند چاره کار باشد. پس اگر آب را گل آلود نکنیم، مطمئن باشیم که در گذر زمان به یکدیگر می رسیم و قطعا خواهیم رسید. این از هر وحدت و از هر نوع فعالیت در تشکیلاتی واحد که در آن چنین واقعیتی به ادراک نیآمده باشد، به پیشبرد نقشه راه وحدت بیش تر کمک می کند.

مقام دو گرایش!

دست آورد دیگر بحث های سمینار کلن این بود که کل اختلافات را در یک وجه مشخص ارائه نمود:

سمینار روشن کرد که می بایست اختلاف اساسی را در روش برخورد به جمهوری اسلامی خلاصه کند. این «اختلاف اساسی»اما، روی کاغذ و در مضامین منشورهائی که به سمینار ارائه گشته بود، جایگاه روشنی نداشت. برای کسی که گفتارها در سمینار را نشنیده باشد، مبنای تمایز تعجب برانگیز می شود. در نوشتار و در منشورهای هردو گرایش، نظام اسلامی و تلفیق دین و دولت مانع اصلی پیشرفت جامعه و سد راه گذار به دمکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی معرفی می شود . هردو گرایش استراتژی سیاسی را بر رفع این مانع اصلی تعریف می کنند. هردو بر ضرورت جدائی دین و دولت تاکید دارند و گذار مسالمت آمیز از نظام جمهوری اسلامی به یک جمهوری دمکراتیک و را سرلوحه مبارزات خود قرار داده اند. هر دو گرایش ایجاد اصلاحات را در هر سطوحی مثبت تلقی می کنند.

برابر این خطوط تفاهم آمیز، «اختلاف اساسی» در راهکارها و چگونگی گذار از مانع اصلی را بحث های شفاهی، پیش روی سمینار گذاشت. گفتاری که ردپا در هیچیک از منشورها نداشت. در دل ها ولی مانده بود! فقط در حرف بود که «سرنگونی» نظام اسلامی بمثابه تنها راه تحول، به اصل اختلاف مبدل گشت. اما بقول مولوی «همدلی» از «همزبانی» خوش تراست. حرف دل را می باید به دیده گرفت. و اگر مدار اراده بر این پایه بچرخد تردید نمی ماند که این اصل در منشور مدافعان این نظریه شفافیت پیدا خواهد کرد. و اگرچه تردید نیست که در منحنی تلاش پنج ساله، این روال از تفاهم بر منشور یک حزب، کمتر بهتر است، ولی«وحدت بزرگ چپ» با قوام درس های این دوره،راه دو حزب نیز پیش کشیده خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>